loading...

رهبر کوچک من

همراه شما هستیم از رهبر کوچک من بخش اطلاعات عمومی این قسمت کلماتی که با حرف "و" شروع می شوند    راهنمای حل جدول - کلماتی که با حرف "و" شروع می شوند وابسته نظامی  (اتاشه) واپس   (عقب- دنبال- پی) واپسین  (آخرین) وات   (پوستین) واترپروف  (رطوبت ناپذیر) واتگر   (سخنور- شاعر- قصه گو- پوستین دوز- وتگر- افسانه گو) واثق (اطمینان کننده- اعتماد دارنده- محکم- استوار) واجار  (بازار-سوق) واجب  (بایا- لازم- ضروری- بایست - وایا) واجبی(وظیفه- مستمری)…

اخرین بیانات رهبری
کمپین گام دوم انقلاب
سال 1398
کمک به سیل زله زدگان

& سلام دوست عزیزم لطفا چند دقیقه وقتتون بده به من ممنون میشم ازت &


میخوام بگم بیاییم از هم وطن های عزیز خودمون که درگیر سیل شدن حمایت کنیم و خب درسته شاید بگی مگه دولت و حکومت نیست و مگه بودجه نیست ؟ شما درست میگی اینا هست اما مطمئن باشید اگه حمایت های خودمون رو با این بهونه ها رها کنیم مطمئن باشید بودجه ها و کمک های دولتی حتی به فرض رسیدن نیز جوابگو این عزیزان نیست پس چه بهتر و زیباتر که ما خودمون به فکر خودمون باشیم و دست تو دست هم وطن هامون بزارین مطمئن باشید نتیجه این خوبی که امروز میکنید رو خواهید دید & به اسونی از طریق کد دستوری زیر مبلغ مورد نظر خودتون رو پرداخت کنید


99#*8877*

m.b بازدید : 33 یکشنبه 18 فروردين 1398 نظرات ()

همراه شما هستیم از رهبر کوچک من بخش اطلاعات عمومی این قسمت کلماتی که با حرف "و" شروع می شوند

 

 راهنمای حل جدول - کلماتی که با حرف "و" شروع می شوند

وابسته نظامی  (اتاشه)

واپس   (عقب- دنبال- پی)

واپسین  (آخرین)

وات   (پوستین)

واترپروف  (رطوبت ناپذیر)

واتگر   (سخنور- شاعر- قصه گو- پوستین دوز- وتگر- افسانه گو)

واثق (اطمینان کننده- اعتماد دارنده- محکم- استوار)

واجار  (بازار-سوق)

واجب  (بایا- لازم- ضروری- بایست - وایا)

واجبی(وظیفه- مستمری)

واجد  (دارنده- یابنده)

واحد  (یک- یکی-یکتا)

واحد آتش توپخانه  (آتشبار)

واحد الماس (قیراط)

واحد اندازه گیری زاویه ( رادیان )

واحد اندازه گیری صدا (دسیبل)

واحد اندازه گیری صوت ( بل)

واحد اندازه گیری معادل 75 گرم ( سیر )

واحد بار الکتریکی (کولن)

واحد بین المللی فرکانس (هرتز)

واحد تحصیلی  (ترم)

واحد تزریقات  (سی سی)

واحد تک یاخته گیاهی  (هاگ)

واحد تلفن  (پالس)

واحد تنیس  (ست)

واحد پتانسیل  (ولت)

واحد پول آلبانی (لک)

واحد پول ارمنستان ( درام )

واحد پول اوگاندا  (شیلینگ)

واحد پول ایسلند  (کرونا)

واحد پول بنگلادش ( تاکا )

واحد پول پرتغال  (اسکودو)

واحد پول تایلند (بات)

واحد پول ترکیه (لیره)

واحد پول سابق اسپانیا ( پزوتا )

واحد پول عهد ساسانیان  (درم)

واحد پول غنا  (سدی)

واحد پول کامبیا  (دالاسی)

واحد پول گواتمالا  (کولون)

واحد پول لتونی ( لاتس )

واحد پول لسوتو (لوتی)

واحد پول مراکش  (درهم)

واحد پول مغولستان ( توگریگ )

واحد پول نروژ (کرون)

واحد پول نیجریه ( نایرا )

واحد پول هلند  (فلورن)

واحد پول یونان  (دراخما)

واحد توان الکتریکی  (وات)

{{واحدهای شمارش}}

واحد جوز (جوزه)

واحد زلزله  (ریشتر)

واحد سرعت هواپیما (ماخ)

واحد سطح (ار- ریب)

واحد سنجش حجم مایعات ( لیتر )

واحد سنجش زاویه (رادیان)

واحد شمارش دارو  (دز)

واحد شمارش درخت خرما (نفر)

 واحد شمارش مایعات، چای، قهوه، شیر و غیره:     (استکان)

 واحد شمارش درخت، چوب، تیر، سنبه:    (اصله)

واحد شمارش حبوبات انباشته شده (مثل یک انبار گندم)، کالا:   (انبار)

واحد شمارش  خانه، مِلک، چادر، ساختمان از قبیل دکان، حجره، رستوران، مسجد، فروشگاه، حمام، تصفیه‌خانه:  (باب)

 واحد شمارش وزن، نمونه (یک بار هندوانه، سه بار سبزی) :   (بار)

 واحد شمارش صندوق جواهر (یک بارخانه فیروزه):       (بارخانه)

واحد شمارش بسته نقدینه‌ها ،اشرفی،سکه‌های زر.  (بدره)

واحد شمارش  کاغذ، ورق.   (برگ)

واحد شمارش  خز، سنجاب، پوست بخارایی.    (بطانه)

واحد شمارش نوشیدنیها، مشروب      (بطری)

واحد شمارش حجم و وزن (یک بغل سبزی، یک بغل آجیل و شیرینی)    (بغل)

واحد شمارش نخ، بسته نخ، رخت، شال    (بقچه)

واحد شمارش  درخت بی‌تنه مانند گل و گیاهان زینتی (مثل یک بوته نعنا)       (بته، بوته)

واحد شمارش  کاغذ       (بند)

واحد شمارش پرنده‌های شکاری (بهله در اصل به معنی دستکشی است که بازدارها به دست می‌کنند.)         (بَهله)

واحد  شمارش  ده، روستا     (پاره)

واحد شمارش آبادی        (پارچه)

واحد شمارش چلوکباب، غذا و مانند آن.    (پُرس)

واحد شمارش مایعات و گاه چیزهای دیگر.   (پیمانه)

واحد شمارش اکثر چیزها، مطلق اشیاء شمارشی مانند«پنج تا اتاق»،مطلق عدد مانند "سه تاً.     (تا)

واحد شمارش مو   (تار)

 واحد شمارش افعی، مارهای سمی    (تازیانه)

واحد شمارش فرش،قالی،گلیم،زیلو،پتو،جاجیم,پارچه،لحاف،تشک،لوح، برات. (تخته)

واحد شمارش انسان     (تَن)

واحد شمارش   واحد وزن    (تُن)

و احد شمارش پارچه. (بیست متر پارچه بسته‌بندی‌شده لباس را یک توپ می‌گویند)    (توپ)

احد شمارش   شیشه، شراب    (جام)

واحد شمارش   کفش، جوراب       (جفت)

 واحد شمارش مساحت برای زمین و ملک.    (جریب)

واحد شمارش کتاب، مجله   (جلد)

واحد شمارش فیلم عکاسی، لاستیک، مار   (حلقه)

 واحد  شمارش  تخم مرغ   (دانه)

واحد شمارش قاشق و چنگال، رخت‌خواب   (دست)

واحد شمارش ماشین‌آلات، خودرو، آپارتمان  (دستگاه)

 واحد شمارش گوسفند، گاو   (راًس)

واحد شمارش قنات، چشمه   (رشته)

واحد شمارش فیل     (زنجیر)

واحد شمارش قطار  (رام)

واحد شمارش گُل، آهن‌آلات     (شاخه)

واحد شمارش   در، پنجره    (عدد)

واحد شمارش   پنبه    (عدل)

واحد شمارش هواپیما، ناو، خودروهای نظامی    (فروند)

واحد شمارش پرونده،برات،چک،سفته،فیش بانکی،گواهی‌نامه، جواز،وام،مِلک،لایحه،جرم،قتل،سرقت،حادثهٔ رانندگی (فقره)

واحد شمارش   صابون    (قالب)

واحد شمارش  تفنگ    (قبضه)

واحد  شمارش  نان       (قرص)

 واحد شمارش عکس، شعر، فرش ، زمین    (قطعه)

واحد شمارش پلنگ، یوزپلنگ، سگ  (قلاده)

واحد شمارش تمبر    (قطعه)

واحد شمارش  سیگار    (نخ)

واحد شمارش  انسان، شتر، درخت خرما   (نفر)

واحد شمارش حمام، آپارتمان، منزل مسکونی   (واحد)

واحد شمارش کالایی که به مقیاس معین بسته بندی میشوند (بار)

 واحد شمارش کاغذهای جلدنشده    (برگ)

 واحد شمارش یک دسته کاغذومقوابه مقدارمعین   (بند)

 واحد شمارش قالی، پتووفرش   (تخته)

 واحد شمارش پارچه ندوخته   (توپ)

واحد شمارش فشنگ   (تیر)

 واحد شمارش لباس دوخته     (ثوب)

 واحد شمارش شیشه پنجره، آیینه    (جام)

 واحد شمارش کفش، جوراب، دستکش   (جفت)

 واحد شمارش کتاب      (جلد)

 واحد شمارش قرقره، دکمه، مداد     (جین)

واحد شمارش قند، آب نبات، قرص   (حب)

 واحد شمارش اشیائ گرد، چاه       (حلقه)

واحد شمارش گردو، مدادودیگراشیاءقابل شمارش  (دانه)

واحد شمارش ماشین آلات، رادیو، تلویزیون و...    (دستگاه)

 واحد شمارش گل وگیاه    (دسته)

واحد شمارش بسته‌ دوازده تایی(کمربند،گردنبند)،قنات  (دوجین)

واحد شمارش دکان ومغازهک    (دهنه)

 واحد شمارش گاو، گوسفند، گله، افرادخانواده    (سر)

 واحد شمارش انواع پول فلزی    (سکه)

 واحد شمارش لامپ وشمع ونظایرآن    (شعله)

واحد شمارش ظروف مایعات.    (شیشه)

 واحد شمارش پارچه، شال، شال گردن     (طاقه)

 واحد شمارش نامه، پاکت وسندهای دیگر    (طغرا)

واحد شمارش پرندگان،درب،پنجره ودیگراشیاءقابل شمارش (عدد)

واحد شمارش دسته‌های بزرگ کالا،پنبه، پارچه وکاغذ    (عدل)

واحد شمارش توپ و تانک و وسایل سنگین چرخ دار   (عراده)

 واحد شمارش گردو      (فال)

 واحد شمارش وسایل نقلیهٔ هوایی ودریایی    (فروند)

واحد شمارش گواهینامه، اسنادپرداختی(چک وسفته)      (فقره)

 واحد شمارش ازچاقوتامسسل      (قبضه)

 واحد شمارش بندکفش، مدادولوازم تحریر     (قراسه)

 واحد شمارش اشک، خون، جوهر و بعضی مایعات دیگر       (قطره)

 واحد شمارش جانوران وحشی     (قلاده)

 واحد شمارش زمین وپارچه(واحدشمارش یکدست لباس کامل)  (قواره)

 واحد شمارش دسته‌های مختلف جانوران    (گله)

 واحد شمارش اشیاء استوانه‌ای شکل وخمیری شکل مانندماتیک وخمیردندان   (لوله)

 واحد شمارش مینیاتورهای دست‌نویس‌های قدیمی    (مجلس)

واحد شمارش کتاب و روزنامه و مجله     (نسخه)

واحد طول  (متر)

واحد طول سنتی  (وجب)

واحد ظرفیت خازن (فاراد)

واحد فشار (اتمسفر)

واحد کار  (ژول)

واحد کمان و زاویه  (رادیان)

واحد کوچکی در وزن ( اونس )

واحد مایعات  (لیتر)

واحد مسافت  (فرسخ)

واحد والیبال  (گیم)

واحد وزن روسیه  (پوت)

واحد وزن قدیمی (درخمی- تسو)

واحد وزن قدیمی ( رطل )

واحدی برای اندازه گیری طول معادل 91 سانتی متر  (یارد)

واحدی در ارتش  (هنگ)

واحدی در طول  (اینچ)

واحدی در طول ( پا )

واحدی در وزن  (اونس)

واحه  (آبادی کوچک در صحرا-زمین دارای آب و علف در بیابان)

واخواست  (بازخواست- ایراد- اعتراض- واخواهی)

وادی  (دره- رودخانه- گشادی)

وادیج  (چوب بست که تاک انگور را روی آن می بندند)

وار  (پسوند شباهت و مثل و مانند)

وارسته  (رها - آزاد- بی قید)

وارو  (پشتک- واژگون)

واریس  (تورم ورید)

واژه  (لغت - کلمه)

واژه نامه  (لغت نامه- فرهنگ لغت)

واسطه ( دلال )

واسطه حل اختلاف (پادرمیانی)

واشک  (قرقی- هیلا- باشه)

واشامه  (چارقد- روسری- شامه)

واشی  (سخن چین- نمام)

واضع آلمانی کمونیسم جدید (کارل مارکس)

واضع تئوری بنیاد انواع (داروین)

واضع مذهب تائوتی در چین (لائوتسه)

وافر  (فراوان- بسیار- افزون)

وافی  (وفا کننده- تمام - کامل)

واقعه  (رویداد- رخ داد)

واقف  (ایستاده- وقف کننده- داننده- آگاه)

واقع گرایی ( رئالیسم )

واقی یا واقی (پرنده ای از نوع مرغابی)

واکس رشتی ( ماز)

واکسن  (مایه)

واکسیل  (رشته نخی یا ابریشمی که افسران روی دوش و سینه آویزان می کردند)

واکسیناسیون  (تلقیح- مایه کوبی)

واگذاری کاری به کسی (تفویض- توکیل)

واگن - واگون (اطاق راه آهن)

وال  (بالن- نوعی پارچه ابریشمی)

واله  (شیفته - اندوهناک- سرگشته)

والی  (فرمانروا- حاکم)

وام  (قرض- ابام- دین)

وام دار  (قرض دار- بدهکار)

وام دهنده  (داین)

وامق  (دوست- عاشق- نام عاشق عذرا)

وانیل  (گیاهی خزنده دارای ساقه دراز)

واهب  (بخشنده - عطا کننده)

واهمه  (هول- ترس- خوف)

واهی  (پوچی)

وایا  (بایا- بایسته- ضرورت- حاجت- مراد)

وبا  (کلرا)

وبال  (سختی- عذاب)

وب سایت  (تارنما)

وت  (بانگ قمری)

وتد  (میخ)

وتر  (زه کمان- زه)

وتو  (مخالفت- امتناع)

وثوق  (استواری- اعتماد- اطمینان)

وج  (سوسن زرد)

وجب  (فاصله میان انگشت کوچک و بزرگ)

وجد  (شور - شوق- خوشی- شیفتگی)

وجود  (هستی)

وجه  (روی- صورت- گونه-قصد- نیت)

وجه تسمیه  باکو  (بادکوبه)

وحشت آور (مدهش)

وحشی  (دد)

وحید  (تنها- یکتا)

وخیم  (سخت - دشوار- سنگین - ناگوار)

ود  (دوستی- محبت)

وردنه ( نورد )

ودیعه  (امانت- سپرده)

ور  (پرگویی)

وراج  (پرحرف- روده دراز- حراف)

وراء  (عقب - پس - پشت)

وراق  (کاغذ فروش- نویسنده- کتاب نویس)

ورام  (پاره سنگ ترازو)

ورتاج  (آفتاب گردان)

ورت  (برهنه - لخت)

ورتیج  (بلدرچین)

ورجاوند  (بلند پایه- ارجمند)

ورد (گل- گل سرخ- ذکر- دعا)

وردان (زگیل)

وردک  (جهاز عروس)

وردنه (شوبک- نورد)

ورزش آبی  (شنا)

ورزش با توپ بیضی  (رگبی)

ورزش تک رقمی  (دو)

ورزش راجر فدرر سوییسی ( تنیس )

ورزش شمشیر بازی (اسکریم)

ورزشگاهی در اسپانیا ( نیوکمپ )

ورزشگاهی در هند و محل مسابقات مقدماتی جام آسیا در سال1960  (ارناکولام)

ورزشگاه باشگاه بایر لورکوزن  (بای آرنا)

ورزشی  (اسپورت)

ورس  (ریسمان- برس- چوبی که در بینی شتر می کنند)

ورش( فاخته و قمری )

ورشکست  (بانکروت)

ورطه  (منجلاب- گرداب)

ورع  (پرهیزکاری)

ورقا  (کبوتر ماده- فاخته)

ورق کاغذ ( لت )

ورک  (استخوان ران - کفل)

ورک ( خار بیابانی )

ورکاک  (کرکس- مرغ مردار خوار)

ورل  (سوسمار استرالیایی)

ورم  (آماس)

ورم حجاب حاجز  (برسام)

ورم خودمانی (پف)

ورم ریه  (برنشیت)

ورم سینه (برسام)

ورید  (شاهرگ- سیاهرگ- رگ گردن)

وریز  (صمغ)

وزر  (گناه- بزه- بارگران)

وزش باد  (هبوب)

وزغ  (غوک- وک)

وزن  (سنگینی)

وزنه  (سنگ ترازو- ورام)

ورید  (سیاه رگ- شاهرگ)

وزیدن باد (هبوب- هب)

وزیر افراسیاب (ویسه)

وزیر انوشیروان (بزرگمهر)

وزیر ایرانی زمان عباسیان ( حسن ابن سهل )

وزیر با تدبیر عضدالدوله دیلمی (صاحب بن عباد)

وزیر سلطان محمود غزنوی (حسن کوزیری)

وزیر شطرنج (فرزین)

وزیر فرعون (هامان)

وزیر ملک شاه سلجوقی ( خواجه نظام الملک )

وزین   (سنگین- گران- متین- باوقار)

وسام  (نشان- مدال)

وسایل سفر  (بندیل)

وسایل مورد نیاز  (ضروریات)

وسایل  نوزاد  (سیسمونی)

وسد  (مرجان- بسد)

وسط   (میان- بین)

وسق  (بار شتر- اندازه شصت صاع)

وسم  (داغ کردن- علامت گذاشتن- نشان کردن)

وسن  (نیاز- حاجت)

وسنی  (هوو- آموسنی)

وسه  (چوبدستی)

وسیع ترین جزیره قاره افریقا  (ماداگاسکار)

وسیع ترین جزیره جهان  (گرینلند)

وسیله احتیاطی  (یدک)

وسیله ای در اتومبیل  (ریوستا)

وسیله ای در چرخ نخ ریسی  (دوک)

وسیله ای در خیاطی  (قرقره- ماکو- ماسوره - دوک)          

وسیله ای در ژیمناستیک   (خرک)

وسیله ای در شبکه رایانه ای  (هاب)

وسیله ای در صحافی ( قید )

وسیله ای در ورزش باستانی   (میل)

وسیله ای شانه مانند در قالیبافی ( کلوزار)

وسیله ای که برای کوک کردن سازها بکار می رود ( دیاپازن )

وسیله بازی دختران  (عروسک)

وسیله برنج کوبی ( پادنگ )

وسیله بنایی  (ماله)

وسیله پرتاب سلاح دریایی ( اژدرافکن )

وسیله پرواز  (بال)

وسیله تراز کردن ( شاقول )

وسیله تعیین سطح آب ( آب تراز )

وسیله ذخیره کردن الکتریسیته ساکن ( خازن )

وسیله رگ زنی  (نیشتر- ادر)

وسیله سنجش هواپیما در صنعت هواپیمایی (آلتی متر)

وسیله غله افشانی  (هید)

وسیله کنده کاری ( اسکنه )

وسیله نقلیه  (مرکب)

وسیله نقلیه دریا و خشکی ( هاور کرافت )

وش (غوزه پنبه- خوش- نیکو)

وشک  (صمغ)

وشم  (بلدرچین)

وشن  (برف- باران)

وشینه  (جوشن- زره)

وصال  (پیوستن- رسیدن)

وصایت  (اندرز- نصیحت- پند- سفارش)

وصلت  (پیوند)

وصله  (پینه)

وصیت کردن  (ایلا)

وضعیت دشوار ( وا نفسا ) 

وضعیت ماه در سه شب آخر ماه های قمری (محاق)

وطواط  (خفاش- شب پره)

وعاء  (ظرف- خنور)

وغ  (بانگ وزغ)

وغست  (ظاهر- آشکار)

وفی  (وفا کننده- وفاداری)

وقاحت  (بی شرمی- بی حیایی- بی ادبی)

وقار (هون- متانت- بردباری- سنگینی- بزرگواری- وقر)

وقت و هنگام  (اوان)

وقت و هنگام کار (میقات)

وقح  (بی شرم)

وکیل  (نماینده)

وکیل دادکستری  (آوکا)

ول (لجام گسیخته- رها- یله- آزاد- ولو)

ولایت و ناحیه (لکا)

ولایتی در افغانستان  (تخار- بامیان- پروان)

ولج  (کرک- بلدرچین- ورتیج- جوجه عقاب- راه ریگستان)

ولد  (فرزند)

ولرم  (نیمه گرم)

ولع  (حریص شدن)

ولگرد  (دله- هرزه- بیکاره)

ولید  (کودک- نوزاد- بنده- مولود)

ولیکن  (اما)

ون  (درخت زبان گنجشک)

ونانه  (نان کلفت- نان گرده)

وندیداد   (قسمتی از کتاب اوستا)

ونگ  (تهی - خالی- تهی دست-درویش- مفلس)

ونوس  (زهره- ناهید- رب النوع عشق در نزد یونانی ها)

وهاب  (بخشنده)

وهاج  (درخشنده- فروزان)

وهم  (گمان- خیال)

وهم شده  (موهوم)

وهن اور (اهانت امیز)

وی  (مقدار- اندازه)

ویار  (حالت زن آبستن - آرزوانه)

ویار کردن  (تاسیدن)

ویتامین (وانک)

ویتامین انعقاد خون  (کا)

ویتامین جدولی  (کا)

ویتامین A (رتینول)

ویتامین ب کمپلکس (نیاسین)

ویتامین ث ( اسید اسکوربیک )

ویترین  (جعبه آیینه- قفسه شیشه ای)

ویتنام قدیم  (انام)

وید - ویدا  (کم- اندک)

ویر  (حافظه- فهم- ادراک- هوش)

ویرا  (باهوش- یادگیرنده)

ویران (یبات- بایر- خراب- منهدم)

ویران کردن  (هدم)

ویرایش شده ( ویراست )

ویرگول  (کاما)

ویزیت  (بازدید- ملاقات- عیادت)

ویزیتور (بازاریاب)

ویژه (خالص- خاص- مخصوص)

ویژه سازی  (تخصیص)

ویس  (فقر- درویشی)

ویل  (فتح - ظفر- پیروزی- هلاک- مصیبت)

ویل  (چاه جهنمی)

ویلا  (خانه ییلاقی- کاخ ییلاقی)

ویلان  (سرگردان- آشفته-گمراه- در بدر)

ویم  (گل- کاهگل)

http://www.bedanimm.loxblog.com

 

 

نام   معنی   لاتین
واحد   يگانه، يكتا، جزئي از گل، مفرد   vahed
وارتان   بردان، نام پسر بلاش اول پادشاه اشكاني   vartan
وارث   ميراث خوار، از صفات الهي   vares
وارسته   رهاشده، آزاده، حر   varaste
واروژ   از اسامي مردان   varuz
وازگن   از اسامي مردان   vazgen
واسپور   پسر طايفه، لقب نجبا و شاهزادگان اشكاني و ساساني، واسپوهر   vaspur
واسط   ميانجي، نشيننده ميان قوم   vaset
واسع   گسترنده، وسيع، فراخ   vase
واصف   وصف كننده، ستاينده   vasef
وافي   وفا كننده به عهد، كافي، لايق، كامل   vafi
والا   بلند، مرتفع، ارجمند، باقدر و مرتبه، شريف، مشهور   vala
واله   بسيار اندوهگين، سرگسته از عشق، شيفته   vale
وامق   دوست، عاشق، لحني در موسيقي قديم، از اصطلاحات بازي نرد، نام عاشق عذرا   vamaq
وانيا   هديه با شكوه خدا   vaniya
وانيك   وانيا   vanik
واهب   بخشنده، عطاكننده، جوانمرد   vaheb
واهبه   مونث واهب   vahebe
وايه   آبشار   vaye
وثوق   اطمينان داشتن به كسي، اعتماد   vosuq
واحد   يگانه، يكتا، جزئي از گل، مفرد   vahed
وارتان   بردان، نام پسر بلاش اول پادشاه اشكاني   vartan
وارث   ميراث خوار، از صفات الهي   vares
وارسته   رهاشده، آزاده، حر   varaste
واروژ   از اسامي مردان   varuz
وازگن   از اسامي مردان   vazgen
واسپور   پسر طايفه، لقب نجبا و شاهزادگان اشكاني و ساساني، واسپوهر   vaspur
واسط   ميانجي، نشيننده ميان قوم   vaset
واسع   گسترنده، وسيع، فراخ   vase
واصف   وصف كننده، ستاينده   vasef
وافي   وفا كننده به عهد، كافي، لايق، كامل   vafi
والا   بلند، مرتفع، ارجمند، باقدر و مرتبه، شريف، مشهور   vala
واله   بسيار اندوهگين، سرگسته از عشق، شيفته   vale
وامق   دوست، عاشق، لحني در موسيقي قديم، از اصطلاحات بازي نرد، نام عاشق عذرا   vamaq
وانيا   هديه با شكوه خدا   vaniya
وانيك   وانيا   vanik
واهب   بخشنده، عطاكننده، جوانمرد   vaheb
واهبه   مونث واهب   vahebe
وايه   آبشار   vaye
وثوق   اطمينان داشتن به كسي، اعتماد   vosuq
وجاهت   صاحب جاه و مقام، زيبا بودن، قشنگي   vajahat
وجديه   مونث وجدي، زن خوشحال و شادمان   vajdiye
وجيه   با وجاهت، صاحب جاه و مقام، زيبا   vajih
وجيه الدين   صاحب مقام در دين   vajihaddin
وجيهه   مونث وجيه، زن خوبرو، داراي قدر و جاه   vajihe
وحيد   تنها، منفرد، يگانه   vahid
وحيده   مونث وحيد، زن بي همتا و يگانه   vahide
وخشور   پيامبر، رسول، لقب زردشت پيامبر   vaxsur
ودا   علم، دانش، كتاب مقدس هندوان   veda
وداد   دوست داشتني، دوستي و محبت   vedad
ودود   بسيار مهربان و دوست داشتني، دوست، محبوب   vadud
وديعه   سپرده امانت   vadie
ورتاج   گل سرخ رنگي كه هميشه رو به آفتاب است   vartaj
ورجاوند   ارجمند، برازنده، داراي فر ايزدي، بلند پايه   varjavand
وردا   گل سرخ، به معني مريد و شاگرد   varda
وردگيس   داراي گيسواني معطر   vardgis
وردنوش   گل جاويد، گل شاد و شيرين و خوش منظره   vardnus
وردنوش   گل جاويد، گل شاد و شيرين و خوش منظره   vardnus
ورده   زني كه مانند گل سرخ است   varda
ورزنده   كوشنده، كاري، ممارست كننده   varzande
ورزيده   تمرين كرده، كوشيده، زراعت كرده   varzide
ورژ   انتقام، از اعلام مردان   verez
ورژينا   پاك، باكره   verzina
ورشان   نوعي از كبوتر صحرايي تيره رنگ داراي دم سفيد، قمري   varsan
ورقاء   كبوتر چاهي، فاخته   varqa
ورقه   گرامي، جوانمرد، نام مردي كه عاشق گلشاه بود در داستان ورقه و گلشاه   varaqe
ورنا   جوان، خوب و نيك، برنا   varna
ورناك   نام چشمه اي در كشمير   varnak
ورنوش   نام روان سپهر قمر است   varnus
ورهرام   بهرام، نام فرشته فتح و پيروزي كه مورد ستايش پادشاهان ساساني بود   varharam
وسام   زيبارويان، خوبرويان   vassam
وسيم   خوبروي، زيبارو   vasim
وسيمه   زن خوبرو و زيبا   vasime
وشتي   زيبايي، خوبي، نام زن خشايارشا   vasti
وشمگير   گيرنده بلدرچين، نام پدر قابوس از پادشاهان آل زيار   vosmgir
وصال   دوستي، پيوند دادن، ملاقات، رسيدن به هدف و معشوق   vasal
وفا   به جاي آوردن عهدو پيمان، دوستي   vafa
وقار   بردباري، متانت، سنگيني   vaqar
وكيل   مباشر، كارگزار، نايب، جانشين   vakil
ولي   دوست، صديق، خداوند، نگهبان   valli
ولي الله   دوست خداوند   valiyollah
ولي مراد   آنكه مراد او علي است   valimorad
وليد   زاده، مولود، كودك   valid
وندا   يافته، خواسته، خواهش   vanda
وندااميد   آرزوي بازيافته   vandaomid
ونداد   نام يكي از ملوك طبرستان كه عليه خليفه قيام كرد، اميد، آرزو   vandad
وندافر   دارند فر و شكوه، اميد و آرزو   vandafar
ونوس   ربه النوع زيبايي و عشق و شادي و اصالت در نزد روميها، زهره، ناهيد، آفروديت   venus
وهاب   بسيار بخشنده. يكي از نامهاي خداوند   vahab
وهاج   بسيار درخشان، فروزان   vahhaj
وهران   بيمناك، خائف   vahran
وهرز   نام يكي از سرداران انوشيروان كه به كمك سيف بي ذي يزن رفت   vahraz
وهمن   بهمن، روز دوم از هر ماه خورشيدي   vahman
ويانا   فرزانگي، دانايي   veyana
ويدا   كم، اندك، يابنده، آموزنده، پيدا، هويدا، درد و رنج   vida
ويده   يافته، آموخته   vide
ويدوش   دانا، آگاه   vidus
ويرا   يادگيرنده، باهوش   vira
ويره   خيال، انديشه   vire
ويس   فقر، مطلوب، خواسته   vays
ويس   ده، طايفه، نام معشوقه رامين، دانش، معرفت   vis
ويستهم   گشتهم، پهلوان دلير   vistaham
ويسمن   خردمند، انديشه، دانا   visman
ويسه   عقل و دانش، ويس معشوق رامين، نام پدر پيران وزير افراسياب   vise
ويشتاسب   گشتاسب، دارنده اسبان فراوان   veystasb
ويكتور   پيروزي يافتن، غلبه كردن، از اعلام مردان   viktor
وينا   بينا، آگاه   vina
ويويان   با روح زنده و جالب، از اعلام مردان   viviyan

https://rasekhoon.net/

 

رای دسترسی سریع شما عزیزان به لغات سخت جدولی تمامی لغات به ترتیب الفبا نوشته شده است

صفحه ( و )

=وابسته نظامی (اتاشه)

=واپس (عقب- دنبال- پی)

=واپسین (آخرین)

=وات (پوستین)

=واترپروف (رطوبت ناپذیر)

=واتگر (سخنور- شاعر- قصه گو- پوستین دوز- وتگر- افسانه گو)

=واثق (اطمینان کننده- اعتماد دارنده- محکم- استوار)

=واجار (بازار-سوق)

=واجب (بایا- لازم- ضروری- بایست - وایا)

=واجبی(وظیفه- مستمری)

=واجد (دارنده- یابنده)

=واحد (یک- یکی-یکتا)

=واحد آتش توپخانه (آتشبار)

=واحد الماس (قیراط)

=واحد اندازه گیری زاویه ( رادیان )

=واحد اندازه گیری صدا (دسیبل)

=واحد اندازه گیری صوت ( بل)

=واحد اندازه گیری معادل 75 گرم ( سیر )

=واحد بار الکتریکی (کولن)

=واحد بین المللی فرکانس (هرتز)

=واحد تحصیلی (ترم)

=واحد تزریقات (سی سی)

=واحد تک یاخته گیاهی (هاگ)

=واحد تلفن (پالس)

=واحد تنیس (ست)

=واحد پتانسیل (ولت)

=واحد پول آلبانی (لک)

=واحد پول ارمنستان ( درام )

=واحد پول اوگاندا (شیلینگ)

=واحد پول ایسلند (کرونا)

=واحد پول بنگلادش ( تاکا )

=واحد پول پرتغال (اسکودو)

=واحد پول تایلند (بات)

=واحد پول ترکیه (لیره)

=واحد پول سابق اسپانیا ( پزوتا )

=واحد پول عهد ساسانیان (درم)

=واحد پول غنا (سدی)

=واحد پول کامبیا (دالاسی)

=واحد پول گواتمالا (کولون)

=واحد پول لتونی ( لاتس )

=واحد پول لسوتو (لوتی)

=واحد پول مراکش (درهم)

=واحد پول مغولستان ( توگریگ )

=واحد پول نروژ (کرون)

=واحد پول نیجریه ( نایرا )

=واحد پول هلند (فلورن)

=واحد پول یونان (دراخما)

=واحد توان الکتریکی (وات)

{{واحدهای شمارش}}

=واحد جوز (جوزه)

=واحد زلزله (ریشتر)

=واحد سرعت هواپیما (ماخ)

=واحد سطح (ار- ریب)

=واحد سنجش حجم مایعات ( لیتر )

=واحد سنجش زاویه (رادیان)

=واحد شمارش دارو (دز)

=واحد شمارش درخت خرما (نفر)

= واحد شمارش مایعات، چای، قهوه، شیر و غیره: (استکان)

= واحد شمارش درخت، چوب، تیر، سنبه: (اصله)

=واحد شمارش حبوبات انباشته شده (مثل یک انبار گندم)، کالا: (انبار)

=واحد شمارش خانه، مِلک، چادر، ساختمان از قبیل دکان، حجره، رستوران، مسجد، فروشگاه، حمام، تصفیه‌خانه: (باب)

= واحد شمارش وزن، نمونه (یک بار هندوانه، سه بار سبزی) : (بار)

= واحد شمارش صندوق جواهر (یک بارخانه فیروزه): (بارخانه)

=واحد شمارش بسته نقدینه‌ها ،اشرفی،سکه‌های زر. (بدره)

=واحد شمارش کاغذ، ورق. (برگ)

=واحد شمارش خز، سنجاب، پوست بخارایی. (بطانه)

=واحد شمارش نوشیدنیها، مشروب (بطری)

=واحد شمارش حجم و وزن (یک بغل سبزی، یک بغل آجیل و شیرینی) (بغل)

=واحد شمارش نخ، بسته نخ، رخت، شال (بقچه)

=واحد شمارش درخت بی‌تنه مانند گل و گیاهان زینتی (مثل یک بوته نعنا) (بته، بوته)

=واحد شمارش کاغذ (بند)

=واحد شمارش پرنده‌های شکاری (بهله در اصل به معنی دستکشی است که بازدارها به دست می‌کنند.) (بَهله)

=واحد شمارش ده، روستا (پاره)

=واحد شمارش آبادی (پارچه)

=واحد شمارش چلوکباب، غذا و مانند آن. (پُرس)

=واحد شمارش مایعات و گاه چیزهای دیگر. (پیمانه)

=واحد شمارش اکثر چیزها، مطلق اشیاء شمارشی مانند«پنج تا اتاق»،مطلق عدد مانند "سه تاً. (تا)

=واحد شمارش مو (تار)

= واحد شمارش افعی، مارهای سمی (تازیانه)

=واحد شمارش فرش،قالی،گلیم،زیلو،پتو،جاجیم,پارچه،لحاف،تشک،لوح، برات. (تخته)

=واحد شمارش انسان (تَن)

=واحد شمارش واحد وزن (تُن)

=و احد شمارش پارچه. (بیست متر پارچه بسته‌بندی‌شده لباس را یک توپ می‌گویند) (توپ) احد شمارش شیشه، شراب (جام)

=واحد شمارش کفش، جوراب (جفت)

= واحد شمارش مساحت برای زمین و ملک. (جریب)

=واحد شمارش کتاب، مجله (جلد)

=واحد شمارش فیلم عکاسی، لاستیک، مار (حلقه)

= واحد شمارش تخم مرغ (دانه)

=واحد شمارش قاشق و چنگال، رخت‌خواب (دست)

=واحد شمارش ماشین‌آلات، خودرو، آپارتمان (دستگاه)

= واحد شمارش گوسفند، گاو (راًس)

=واحد شمارش قنات، چشمه (رشته)

=واحد شمارش فیل (زنجیر)

=واحد شمارش قطار (رام)

=واحد شمارش گُل، آهن‌آلات (شاخه)

=واحد شمارش در، پنجره (عدد)

=واحد شمارش پنبه (عدل)

=واحد شمارش هواپیما، ناو، خودروهای نظامی (فروند)

=واحد شمارش پرونده،برات،چک،سفته،فیش بانکی،گواهی‌نامه، جواز،وام،مِلک،لایحه،جرم،قتل،سرقت،حادثهٔ رانندگی (فقره)

=واحد شمارش صابون (قالب)

=واحد شمارش تفنگ (قبضه)

=واحد شمارش نان (قرص)

= واحد شمارش عکس، شعر، فرش ، زمین (قطعه)

=واحد شمارش پلنگ، یوزپلنگ، سگ (قلاده)

=واحد شمارش تمبر (قطعه)

=واحد شمارش سیگار (نخ)

=واحد شمارش انسان، شتر، درخت خرما (نفر)

=واحد شمارش حمام، آپارتمان، منزل مسکونی (واحد)

=واحد شمارش کالایی که به مقیاس معین بسته بندی میشوند (بار)

= واحد شمارش کاغذهای جلدنشده (برگ)

= واحد شمارش یک دسته کاغذومقوابه مقدارمعین (بند)

= واحد شمارش قالی، پتووفرش (تخته)

= واحد شمارش پارچه ندوخته (توپ)

=واحد شمارش فشنگ (تیر)

= واحد شمارش لباس دوخته (ثوب)

= واحد شمارش شیشه پنجره، آیینه (جام)

= واحد شمارش کفش، جوراب، دستکش (جفت)

= واحد شمارش کتاب (جلد)

= واحد شمارش قرقره، دکمه، مداد (جین)

=واحد شمارش قند، آب نبات، قرص (حب)

= واحد شمارش اشیائ گرد، چاه (حلقه)

=واحد شمارش گردو، مدادودیگراشیاءقابل شمارش (دانه)

=واحد شمارش ماشین آلات، رادیو، تلویزیون و... (دستگاه)

= واحد شمارش گل وگیاه (دسته)

=واحد شمارش بسته‌ دوازده تایی(کمربند،گردنبند)،قنات (دوجین)

=واحد شمارش دکان ومغازهک (دهنه)

= واحد شمارش گاو، گوسفند، گله، افرادخانواده (سر)

= واحد شمارش انواع پول فلزی (سکه)

= واحد شمارش لامپ وشمع ونظایرآن (شعله)

=واحد شمارش ظروف مایعات. (شیشه)

= واحد شمارش پارچه، شال، شال گردن (طاقه)

= واحد شمارش نامه، پاکت وسندهای دیگر (طغرا)

=واحد شمارش پرندگان،درب،پنجره ودیگراشیاءقابل شمارش (عدد)

=واحد شمارش دسته‌های بزرگ کالا،پنبه، پارچه وکاغذ (عدل)

=واحد شمارش توپ و تانک و وسایل سنگین چرخ دار (عراده)

= واحد شمارش گردو (فال)

= واحد شمارش وسایل نقلیهٔ هوایی ودریایی (فروند)

=واحد شمارش گواهینامه، اسنادپرداختی(چک وسفته) (فقره)

= واحد شمارش ازچاقوتامسسل (قبضه)

= واحد شمارش بندکفش، مدادولوازم تحریر (قراسه)

= واحد شمارش اشک، خون، جوهر و بعضی مایعات دیگر (قطره)

= واحد شمارش جانوران وحشی (قلاده)

= واحد شمارش زمین وپارچه(واحدشمارش یکدست لباس کامل) (قواره)

= واحد شمارش دسته‌های مختلف جانوران (گله)

= واحد شمارش اشیاء استوانه‌ای شکل وخمیری شکل مانندماتیک وخمیردندان (لوله)

= واحد شمارش مینیاتورهای دست‌نویس‌های قدیمی (مجلس)

=واحد شمارش کتاب و روزنامه و مجله (نسخه)

=واحد طول (متر)

=واحد طول سنتی (وجب)

=واحد ظرفیت خازن (فاراد)

=واحد فشار (اتمسفر)

=واحد کار (ژول)

=واحد کمان و زاویه (رادیان)

=واحد کوچکی در وزن ( اونس )

=واحد مایعات (لیتر)

=واحد مسافت (فرسخ)

=واحد والیبال (گیم)

=واحد وزن روسیه (پوت)

=واحد وزن قدیمی (درخمی- تسو)

=واحد وزن قدیمی ( رطل )

=واحدی برای اندازه گیری طول معادل 91 سانتی متر (یارد)

=واحدی در ارتش (هنگ)

=واحدی در طول (اینچ)

=واحدی در طول ( پا )

=واحدی در وزن (اونس)

=واحه (آبادی کوچک در صحرا-زمین دارای آب و علف در بیابان)

=واخواست (بازخواست- ایراد- اعتراض- واخواهی)

=وادی (دره- رودخانه- گشادی)

=وادیج (چوب بست که تاک انگور را روی آن می بندند)

=وار (پسوند شباهت و مثل و مانند)

=وارسته (رها - آزاد- بی قید)

=وارو (پشتک- واژگون)

=واریس (تورم ورید)

=واژه (لغت - کلمه)

=واژه نامه (لغت نامه- فرهنگ لغت)

=واسطه ( دلال )

=واسطه حل اختلاف (پادرمیانی)

=واشک (قرقی- هیلا- باشه)

=واشامه (چارقد- روسری- شامه)

=واشی (سخن چین- نمام)

=واضع آلمانی کمونیسم جدید (کارل مارکس)

=واضع تئوری بنیاد انواع (داروین)

=واضع مذهب تائوتی در چین (لائوتسه)

=وافر (فراوان- بسیار- افزون)

=وافی (وفا کننده- تمام - کامل)

=واقعه (رویداد- رخ داد)

=واقف (ایستاده- وقف کننده- داننده- آگاه)

=واقع گرایی ( رئالیسم )

=واقی یا واقی (پرنده ای از نوع مرغابی)

=واکس رشتی ( ماز)

=واکسن (مایه)

=واکسیل (رشته نخی یا ابریشمی که افسران روی دوش و سینه آویزان می کردند)

=واکسیناسیون (تلقیح- مایه کوبی)

=واگذاری کاری به کسی (تفویض- توکیل)

=واگن - واگون (اطاق راه آهن)

=وال (بالن- نوعی پارچه ابریشمی)

=واله (شیفته - اندوهناک- سرگشته)

=والی (فرمانروا- حاکم)

=وام (قرض- ابام- دین)

=وام دار (قرض دار- بدهکار)

=وام دهنده (داین)

=وامق (دوست- عاشق- نام عاشق عذرا)

=وانیل (گیاهی خزنده دارای ساقه دراز)

=واهب (بخشنده - عطا کننده)

=واهمه (هول- ترس- خوف)

=واهی (پوچی)

=وایا (بایا- بایسته- ضرورت- حاجت- مراد)

=وبا (کلرا)

=وبال (سختی- عذاب)

=وب سایت (تارنما)

=وت (بانگ قمری)

=وتد (میخ)

=وتر (زه کمان- زه)

=وتو (مخالفت- امتناع)

=وثوق (استواری- اعتماد- اطمینان)

=وج (سوسن زرد)

=وجب (فاصله میان انگشت کوچک و بزرگ)

=وجد (شور - شوق- خوشی- شیفتگی)

=وجود (هستی)

=وجه (روی- صورت- گونه-قصد- نیت)

=وجه تسمیه باکو (بادکوبه)

=وحشت آور (مدهش)

=وحشی (دد)

=وحید (تنها- یکتا)

=وخیم (سخت - دشوار- سنگین - ناگوار)

=ود (دوستی- محبت)

=وردنه ( نورد )

=ودیعه (امانت- سپرده)

=ور (پرگویی)

=وراج (پرحرف- روده دراز- حراف)

=وراء (عقب - پس - پشت)

=وراق (کاغذ فروش- نویسنده- کتاب نویس)

=ورام (پاره سنگ ترازو)

=ورتاج (آفتاب گردان)

=ورت (برهنه - لخت)

=ورتیج (بلدرچین)

=ورجاوند (بلند پایه- ارجمند)

=ورد (گل- گل سرخ- ذکر- دعا)

=وردان (زگیل)

=وردک (جهاز عروس)

=وردنه (شوبک- نورد)

= ورس ( نوعی ریسمان)

=ورزش آبی (شنا)

=ورزش با توپ بیضی (رگبی)

=ورزش تک رقمی (دو)

=ورزش راجر فدرر سوییسی ( تنیس )

=ورزش شمشیر بازی (اسکریم)

=ورزشگاهی در اسپانیا ( نیوکمپ )

=ورزشگاهی در هند و محل مسابقات مقدماتی جام آسیا در سال1960 (ارناکولام)

=ورزشگاه باشگاه بایر لورکوزن (بای آرنا)

=ورزشی (اسپورت)

=ورس (ریسمان- برس- چوبی که در بینی شتر می کنند)

=ورش( فاخته و قمری )

=ورشکست (بانکروت)

=ورطه (منجلاب- گرداب)

=ورع (پرهیزکاری)

=ورقا (کبوتر ماده- فاخته)

=ورق کاغذ ( لت )

=ورک (استخوان ران - کفل)

=ورک ( خار بیابانی )

=ورکاک (کرکس- مرغ مردار خوار)

=ورل (سوسمار استرالیایی)

=ورم (آماس)

=ورم حجاب حاجز (برسام)

=ورم خودمانی (پف)

=ورم ریه (برنشیت)

=ورم سینه (برسام)

=ورید (شاهرگ- سیاهرگ- رگ گردن)

=وریز (صمغ)

=وزر (گناه- بزه- بارگران)

=وزش باد (هبوب)

=وزغ (غوک- وک)

=وزن (سنگینی)

=وزنه (سنگ ترازو- ورام)

=ورید (سیاه رگ- شاهرگ)

=وزیدن باد (هبوب- هب)

=وزیر افراسیاب (ویسه)

=وزیر انوشیروان (بزرگمهر)

=وزیر ایرانی زمان عباسیان ( حسن ابن سهل )

=وزیر با تدبیر عضدالدوله دیلمی (صاحب بن عباد)

=وزیر سلطان محمود غزنوی (حسن کوزیری)

=وزیر شطرنج (فرزین)

=وزیر فرعون (هامان)

=وزیر ملک شاه سلجوقی ( خواجه نظام الملک )

=وزین (سنگین- گران- متین- باوقار)

=وسام (نشان- مدال)

=وسایل سفر (بندیل)

=وسایل مورد نیاز (ضروریات)

=وسایل نوزاد (سیسمونی)

=وسد (مرجان- بسد)

=وسط (میان- بین)

=وسق (بار شتر- اندازه شصت صاع)

=وسم (داغ کردن- علامت گذاشتن- نشان کردن)

=وسن (نیاز- حاجت)

=وسنی (هوو- آموسنی)

=وسه (چوبدستی)

=وسیع ترین جزیره قاره افریقا (ماداگاسکار)

=وسیع ترین جزیره جهان (گرینلند)

=وسیله احتیاطی (یدک)

=وسیله ای در اتومبیل (ریوستا)

=وسیله ای در چرخ نخ ریسی (دوک)

=وسیله ای در خیاطی (قرقره- ماکو- ماسوره - دوک)

=وسیله ای در ژیمناستیک (خرک)

=وسیله ای در شبکه رایانه ای (هاب)

=وسیله ای در صحافی ( قید )

=وسیله ای در ورزش باستانی (میل)

=وسیله ای شانه مانند در قالیبافی ( کلوزار)

=وسیله ای که برای کوک کردن سازها بکار می رود ( دیاپازن )

=وسیله بازی دختران (عروسک)

=وسیله برنج کوبی ( پادنگ )

=وسیله بنایی (ماله)

=وسیله پرتاب سلاح دریایی ( اژدرافکن )

=وسیله پرواز (بال)

=وسیله تراز کردن ( شاقول )

=وسیله تعیین سطح آب ( آب تراز )

=وسیله ذخیره کردن الکتریسیته ساکن ( خازن )

=وسیله رگ زنی (نیشتر- ادر)

=وسیله سنجش هواپیما در صنعت هواپیمایی (آلتی متر)

=وسیله غله افشانی (هید)

=وسیله کنده کاری ( اسکنه )

=وسیله نقلیه (مرکب)

=وسیله نقلیه دریا و خشکی ( هاور کرافت )

=وش (غوزه پنبه- خوش و زیبا- نیکو)

=وشک (صمغ)

=وشم (بلدرچین)

=وشن (برف- باران)

=وشینه (جوشن- زره)

=وصال (پیوستن- رسیدن)

=وصایت (اندرز- نصیحت- پند- سفارش)

=وصلت (پیوند)

=وصله (پینه)

=وصیت کردن (ایلا)

=وضعیت دشوار ( وا نفسا )

=وضعیت ماه در سه شب آخر ماه های قمری (محاق)

=وطواط (خفاش- شب پره)

=وعاء (ظرف- خنور)

=وغ (بانگ وزغ)

=وغست (ظاهر- آشکار)

=وفی (وفا کننده- وفاداری)

=وقاحت (بی شرمی- بی حیایی- بی ادبی)

=وقار (هون- متانت- بردباری- سنگینی- بزرگواری- وقر)

=وقت و هنگام (اوان)

=وقت و هنگام کار (میقات)

=وقح (بی شرم)

=وکیل (نماینده)

=وکیل دادکستری (آوکا)

=ول (لجام گسیخته- رها- یله- آزاد- ولو)

=ولایت و ناحیه (لکا)

=ولایتی در افغانستان (تخار- بامیان- پروان)

=ولج (کرک- بلدرچین- ورتیج- جوجه عقاب- راه ریگستان)

=ولد (فرزند)

=ولرم (نیمه گرم)

=ولع (حریص شدن)

=ولگرد (دله- هرزه- بیکاره)

=ولید (کودک- نوزاد- بنده- مولود)

=ولیکن (اما)

= ولیمه ( ضیافت- مهمانی عروس- طعام عروسی)

=ون (درخت زبان گنجشک)

=ونانه (نان کلفت- نان گرده)

=وندیداد (قسمتی از کتاب اوستا)

=ونگ (تهی - خالی- تهی دست-درویش- مفلس)

=ونوس (زهره- ناهید- رب النوع عشق در نزد یونانی ها)

=وهاب (بخشنده)

=وهاج (درخشنده- فروزان)

=وهم (گمان- خیال)

=وهم شده (موهوم)

= وهن ( سستی - سستی کردن در کار)

=وهن اور (اهانت امیز)

=وی (مقدار- اندازه)

=ویار (حالت زن آبستن - آرزوانه)

=ویار کردن (تاسیدن)

=ویتامین (وانک)

=ویتامین انعقاد خون (کا)

=ویتامین جدولی (کا)

=ویتامین A (رتینول)

=ویتامین ب کمپلکس (نیاسین)

=ویتامین ث ( اسید اسکوربیک )

=ویترین (جعبه آیینه- قفسه شیشه ای)

=ویتنام قدیم (انام)

=وید - ویدا (کم- اندک)

=ویر (حافظه- فهم- ادراک- هوش)

=ویرا (باهوش- یادگیرنده)

=ویران (یبات- بایر- خراب- منهدم)

=ویران کردن (هدم)

=ویرایش شده ( ویراست )

=ویرگول (کاما)

=ویزیت (بازدید- ملاقات- عیادت)

=ویزیتور (بازاریاب)

=ویژه (خالص- خاص- مخصوص)

=ویژه سازی (تخصیص)

=ویس (فقر- درویشی)

=ویل (فتح - ظفر- پیروزی- هلاک- مصیبت)

=ویل (چاه جهنمی)

=ویلا (خانه ییلاقی- کاخ ییلاقی)

=ویلان (سرگردان- آشفته-گمراه- در بدر)

=ویم (گل- کاهگل)

https://donyayejadval.persianblog.ir

 

 

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
هزینه تسیلم شدن


توجه توجه
توجه توجه متن زیر رو نخوندی اینجا رو ترک نکن


 فوتبال ایران اسپانیا رو دیدی؟


یه ایرانی میتونی پیداکنی بگه چون اسپانیا قهرمان جهانه و بهترین و با کیفیت ترین

بازیکنهای دنیا رو داره من طرفدارشم؟

چون بازیکن های محبوب رئال و بارسلون تو اسپانیا بازی میکنن تشویقش میکنم و

دوست دارم ایران رو ببره؟

محاله یه ایرانی پیدا کنی اینطوری بگه


🔸حتی طرفدار معمولی هم نمیتونی پیدا کنی، همه متعصبانه و غیرتمندانه طرفدار

ایران بودن، بعضی جاهای بازی داد می زدن، حرص میخوردن و رگ گردنشون میزد بیرون،

اصلا غیرت و تعصب رو می شد تو همه مردم دید


🔸ولی الان میخوام یه واقعیتی رو بهت بگم

خیلی وقت ها بوده تیم ایران با یه تیم خارجی بازی کرده ولی تو و خیلیای دیگه چون

تیم خارجی قوی تر بود طرفدارش بودید

حمایتش کردید، تشویقش کردید، وقتی به ایران گل زد پریدید بالا

وقتی ایران حذف شد اصلا عین خیالتون هم نبود


⁉️میدونی کجا رو میگم؟

یکی دوبار نبوده، خیلی اتفاق افتاده برا هممون


🔸 مثلا وقتی تیم تولید کنندگان پارچه و لباس ایرانی با تیم تولید کنندگان ترکیه باهم

رقابت داشتن، و هر کدوم که ازش بیشتر خرید می شد برنده می شد و تو رفتی جنس

تُرک خریدی چون کیفیتش بهتر بود

و این باعث شد کارگاه ها و کارخانجات تولیدی ایران از گردونه رقابت حذف شدند، تعطیل

شدن و اعضای تیم ملی تولیدگنندگان که پدران، برادران و مادران خودمون بودن بیکار و ورشکسته شدن


🔺ما در خریدهامون متعصبانه برخورد نکردیم


🔸الان بحث هایی که تو هر محفل و مجلسی هست اینه که تیم ملی فوتبال ایران

چقدر قوی شده و درسطح قهرمانان جهان بازی میکنه، میدونی چرا؟ چون ازش

حمایت شد همه جوره


🔸 دوست عزیز بسیاری از تولید کنندگان داخلی کیفیت محصولاتشون با برخی

محصولات خارجی واقعا برابری میکنه، فقط به حمایت من و تو نیاز دارن

ما نمیگیم همه خرید های خونت رو ایرانی بخر نه

ولی اون محصولاتی که کیفیتش با مشابه خارجی برابری میکنه و یا فاصله کمی

داره رو متعصبانه برو بگرد، پیدا کن و بخر و به دیگران معرفی کن


🔺روی تیم ملی تولیدکننده کشور خودمون غیرت و تعصب داشته باشیم


📝 حسین دارابی

کمپین گام دوم انقلاب
درباره ما
وبسایت رسمی حوزه شهید فهمیده شهرستان نیشابور در راستا تعامل بهتر در حوزه اینترنتی و گسترش تفکر مقابله به جنگ نرم در فروردین سال 96 اقدام به ایجاد وبگاه رسمی خود نمود
اطلاعات کاربری
اطلاعیه

رهبر کوچک من

my small leader

----------

msl13.ir



اغاز به کار فعالیت های وبسایت  حوزه شهید فهمیده شهرستان نیشابور

کمپین بزرگ همسنگران

به کمپین اشنایی با همسنگران جنگ نرم بپیوندید و با سایت های فعال در جنگ نرم اشنا شوید

جهت مشاهده کمپین همسنگران اینجا کلیک کنید

کمپین کارفرهنگی


به کمپین ویژه کار فرهنگی مرکز تبادل نظر پیرامون فعالیت در حوزه جنگ نرم بپیوندید جهت مشاهده روی لینک زیر کلیک کنید

کمپین ایده های کار فرهنگی بشتابید

حمایت های مالی از رهبر کوچک من
کمپین ویژه کنکوری ها بشتابید

دانش اموزان و کنکوری های عزیز به کمپین کنکوری ها در وبسایت رهبر کوچک من بشتابید و از مطالب مفید استفاده کنید

جهت مشاهده اینجا کلیک کنید

سایر رسانه های ما
شبکه های اجتماعی
  
ایده های تشکیلاتی برای مدارس

همراه شما هستیم از وبسایت رهبر کوچک من با بخش ایده های تشکیلاتی که شامل ایده هایی خوبی جهت فعالیت در مدارس به شما پیشنهاد میشود و امیدواریم ایده کوچکی در زمینه فعالیت در مدارس شما باشد

این ایده ها شامل مواردی است در زمینه جذب دانش اموزان و فعالیت های مختلف به مناسبت های مختلف و ایده های فعالیت های مدرسه ای و برون مدرسه ای برای اثر گذاری هرچه بیشتر تشکل شما در مدرسه &

جهت مشاهده ایده ها روی عنوان مورد نظر کلیک کنید

1-ایده های تشکیلاتی ثبت نام و گروه بندی

2-ایده های تشکیلاتی در بخش نشریات

3-ایده های تشکیلاتی در حوزه فضای مجازی

4-ایده های تشکیلاتی در خصوص زدن نمایشگاه

5-ایده های تشکیلاتی در خصوص جوایز

6-ایده های تشکیلاتی برنامه صبحگاهی

7-ایده های تشکیلاتی حلقه ها و جلسات

8-ایده های تشکیلاتی واحد مسابقات

9-ایده های تشکیلاتی تابلو های محیطی

10-ایده های تشکیلاتی تامین بودجه

11-ایده های تشکیلاتی برای ایام محرم



منتظر ایده های جدید باشید